تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۰۱ | شناسه مطلب : ۱۶۶۵۶ | تعداد بازدید : ۲۷۱

ادبيات صادق رحمانيان شرف روزگار است

ميرشكاك:

ادبيات صادق رحمانيان شرف روزگار است

شهرام میرشکاک در نشست معرفی و بررسی کتاب « اخصر احمر» گفت: وقتی اشعار رحمانیان به عربی ترجمه می شود ابروی ایران است. ادبیات او شرف روزگار ماست چرا که این ترجمه صورت و تصویری دیگری از ادبیات ما را منتقل می کند.

به گزارش روابط عمومي موسسه خانه كتاب، نشست معرفي و بررسي كتاب «أخضر أحمر» سروده  صادق رحمانيان امروز (۳۱ ارديبهشت ماه) در سراي اهل قلم با حضور نيكنام حسيني پور، مديرعامل موسسه خانه كتاب، علي اصغرمحمدخاني، نويسنده و معاون فرهنگي مؤسسه شهر كتاب، موسي بيدج، مترجم، صادق رحمانيان، شاعر كتاب و شهرام ميرشكاك، شاعر برگزار شد.

رحمانيان در ابتداي اين نشست به سابقه ورود به حوزه ترجمه اشاره كرد و گفت: زماني كه در سال ۱۳۵۷ در استان قم زندگي مي كردم سال‌هاي پر رونق فعاليت من و سال‌هاي پر رونق ادبيات ايران بود. در آن دوران، موسسه "محراب انديشه" در قم وجود داشت كه محفل رفت و آمد شاعران زيادي بود و اشعار خوبي را منتشر مي‌كرد.

وي ادامه داد: به مرور به سمت اشعار كوتاه سوق پيدا كردم چرا كه به شعرهاي بلند علاقه‌اي نداشتم و شايد هم انديشه اشعار بلند در من وجود نداشت. بنابراين به سمت اشعار دو بيتي رفتم. به مرور متوجه شدم در اشعار كوتاه صاحب ديدگاه خاص هستم.

مدير راديو فرهنگ به سابقه دوستي با محمدالامين الكرخي اشاره كرد و گفت: با محمدالامين الكرخي در قم آشنا شدم و فعاليت‌هايي با هم انجام مي‌داديم و چون در جهان عرب دوستان زيادي داشت آثار من را به آنها معرفي مي‌كرد. او اشعار را به صورت ملموس ترجمه مي‌كرد و به علت آشنايي كه با هم داشتيم افكار هم را مي‌شناختيم.

رحمانيان ادامه داد: منتقدان معتقدند ترجمه‌هاي محمدالامين الكرخي از خود اشعار ملموس‌تر هستند. حواشي بر اشعار كوتاه  مي‌نوشتم كه منتقدان آنها را جزو شعر مي‌دانند و حذف آنها را آسيب زدن به شعر تلقي مي‌كنند.

در ادامه اين نشست، موسي بيدج اظهار كرد: بسيار جاي خرسندي است كه كتابي از ادبيات ايران در جهان عرب منتشر شده است چرا كه در روزگاري به سر مي‌بريم كه بين اين دو انقطاع صورت گرفته است و متأسفانه سياست و اقتصاد باعث شده اند فرهنگ عقب نشيني كند.

وي ادامه داد: همچنين بسيار خوشحالم كه فردي چيره‌دست و مسلط به كار، اين اثر را ترجمه كرده است؛ محمدالامين الكرخي اين اثر را به شايستگي انجام داده ضمن اين كه خودِ اثر نيز شايسته است.

اين مترجم افزود: شعرهاي صادق رحمانيان تأثيرگذار هستند اما متأسفانه هنوز در جامعه فرهنگي ما جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده‌اند.

بيدج بيان كرد: زبان عربي و فارسي مكمل يكديگر هستند. به طور مثال دانشمندان، اديبان، عالمان و نويسندگان ايراني كه در جهان شهره هستند به صدها شخصيت برخورده‌اند كه هر كدام يك گوشه از فرهنگ اسلام را آباد كرده‌اند و باعث غناي فكري، فرهنگ و زبان عربي شده‌اند. يا اين كه در قرن‌هاي پنجم و ششم كتاب‌هايي نوشته شده‌ كه صدها اسم از شاعران ايراني كه به عربي شعر سروده اند، را دربردارند. اكنون اين آثار وجود دارند اما متأسفانه مورد غفلت واقع شده اند به اين علت كه عرب ها شاعران ايراني را نمي شناختند و از طرف ديگر عربي نوشته شدن آنها باعث شده است كه ايراني‌ها اين شعرها را نشناسند.

وي ضمن ابراز تأسف از ايجاد گسست بين عرب‌ها و ايراني‌ها، گفت: اين گسست باعث ايجاد سوء‌تفاهم بيشتر و فاصله گرفتن بيشتر عرب‌ها و ايراني‌ها شده است. شايد اين سوءتفاهم باعث نوعي تلخي شود كه ما به وسيله ادبيات مي‌خواهيم اين تلخي‌ها را از بين ببريم. ترجمه، اين سوءتفاهم‌ها و تلخي‌ها را اندكي كم مي‌كند و اميدواريم بتواند از بين ببرد.

بيدج با بيان اين كه ۳۰۰ كتاب از ادبيات عرب به فارسي ترجمه شده است، گفت: متأسفانه چون فرايند ترجمه كتاب‌ها از فارسي به عربي به صورت كارشناسي صورت نمي‌گيرد، برخي از اين ترجمه‌ها اصلاً ارزش ترجمه نداشتند.

در ادامه؛ ميرشكاك، موسي بيدج را يكي از چهره‌هاي شاخص روزگار در حوزه ترجمه دانست و گفت: بيدج استاندارد خود را دارد و وقتي بر كتابي مهر تاييد بزند كتاب مورد تاييد قرار مي‌گيرد و وقتي نقدي بر كتاب بنويسد از چشم ناشران و مخاطبان مي‌افتد.

وي با بيان اينكه ترجمه كتاب اخضر احمر، ترجمه خوبي نيست، گفت: ترجمه محمدالامين الكرخي، ترجمه‌اي منطقي و عقلاني از يك مجموعه شعر احساسي و عاطفه است. مقاله‌اي در انتهاي اين كتاب نوشتم كه با خواندن آن ديدگاه من در مورد كتاب مشخص مي‌شود. حدود چهل درصد خون من عرب است و در عرب‌ها بزرگ شدم و عربي را حس و لمس مي‌كنم و به راحتي حرف مي‌زنم.

اين منتقد ادامه داد: زبان فارسي، قدسي است اما زبان عربي، كالبدي، جسمي و شفاهي است و با طبيعت انس و الفت دارد. بنابراين اين دو زبان با هم برابر نيستند و اين امر باعث مي شود در انتقال اين زبان‌ها دشواري ها زيادي ايجاد شود. بار عاطفي زبان فارسي بسيار زياد است. ادبيات ما مستقل از جريان هاي سياسي است وقتي اشعار رحمانيان به عربي ترجمه مي‌شود ابروي ايران است. ادبيات او شرف روزگار ماست چرا كه اين ترجمه صورت و تصويري ديگري از ادبيات ما را منتقل مي‌كند.

وي ادامه داد: رحمانيان شاعر كوتاه نويس است و بخشي از كوتاه نويسي‌هاي او به زبان بومي منتقل شده بدون اينكه بدانند رحمانيان كيست. شعر او ريشه،هويت و شعر بافت دارد و نام ها و اصطلاحات محلي در آن يافت مي شود. شعر او كوته نوشته است.

اين منتقد ادامه داد: حاشيه و پاورقي در اشعار او شاعرانه تر از متن هستند و گاهي فراتر از متن عمل مي كنند و اين امتيازي است كه من تنها در اشعار رحمانيان ديدم. در اشعار او عقلانيت تزريق نشده بلكه پاورقي ها بسيار عاطفي ثبت شده اند كه جزي از متن هستند.بخشي از شعر او كاملا شخصي است و به درد مخاطب نمي خورد و يك واگويه است.شعرهاي رحمانيان ساختاري به شدت ادبي دارد و در استفاده از كلمات وسواس دارد.

وي در پايان گفت: بخشي از ادبيات اين سرزمين مستقل و بخشي غيرمستقل است و از آقاي بيدج درخواست مي كنم نظارتي بر ادبيات ترجمه روزگار كنوني داشته باشند و با انتشار هر كتاب ترجمه شده اي، جلسه نقدي برگزار كنند تا ناشران در جريان ترجمه كتاب ها قرار بگيرند.


نظرات کاربران

    نظر خود را درباره این مطلب، با دیگر بازدید کنندگان سایت به اشتراک بگذارید !

نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *